سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
بیاض
دوستِ شریران، همچون مسافر دریاست که اگر از غرق شدن هم ایمن ماند، از ترسْ ایمن نیست . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

نویسندگان وبلاگ -گروهی
Ali Aliakbari(73)
لینک دلخواه نویسنده

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
قصه و قاصدک ، شهرستان انار ، مناسبت روز ، اخلاقی و مذهبی ، تحلیل روز ، اجتماعی ، اخلاقی مذهبی ، علوم پایه ، عمومی ، غزه ، ماه محرم ، سخن بزرگان ، حضرت معصومه ، شهید بهشتی ، اخلاق و مذهب ، اسرائیل ، حظ ، خاطرات ، مازالاق ، ماه رجب ، فلسطین ، ماه رمضان ، کلام بزرگان ، گلستان ، گلشن ، لطف آباد ، لقمان حکیم ، مادر ، ناصریه ، نسیم شمال ، نشستگان ، نقشه گردشگری انار ، نگاهی به انار ، نیایش ، هتل ، هلال ماه ، والفجر ، وحدت ، وصف شهر انار ، یزد ، یک عمر برکت ، خاطره ، خالق آباد ، داروها ، داودآباد ، درسهای زندگی ، دهه فجر ، رانت ، راهنمایی ، رای مردم ، رضاآباد ، رهبر انقلاب ، روز قدس ، روزه ، زلزله بم ، زندگی ائمه ، زندگی بزرگان ، سال قمری ، سبز ، ستاد اسکان ، اشتباه ، اقتصاددانان دانشمند ، انسانها ، باران ، بهار ، بهترین ، بی‏ریخت ، پدر ، اخلاقی و مذهبی_آزمایش بزرگ ، آزمایش بزرگ ، آل دزد ، آنفلوازای خوکی ، آنفلونزای خوکی ، شهید صدوقی ، شهید گرجی ، شیطان ، صلوات ، ظلمت ، عباس آباد انار ، عتق ، حضور ، تحلیل روز_ غرب چپاولگر ، تربیت ، تفرقه ، جمشید آباد ، حاج علی عبدالهی ، حجاب ، محمدآباد ، مدیریت جوانان ، مردم انار ، مردم شهرستان انار ، مرگ بر آل سعود ، مشرکین ، مصر ، ممکن نیست ، فاصله ، فدا ، فروتنی ، غذاها و داروها ، علی اکبری ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :140
بازدید دیروز :30
کل بازدید :22873
تعداد کل یاداشته ها : 83
1/3/91
8:14 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
علی علی اکبری[21]
دلمشغولی هایم را اینجا می‏نویسم

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

یا شاهد

جنوب را می‌شناسم، با همه گرمی و گرمایش

و جنگ را در کنارش همچون زخمی در درونش

فلک را می‌شکافت با غرش نه با نیایش

همه جمع زلالند، با خبرند در فصل رویش

صبر را می‌توان دید در تاک رکوع‌اش

ذلت را توان دید در زیر چکمه‌هایش

در افق خطر کشیده ازسرخی نگاهش

به روز ازل تاب داده دل در سکوتش

محبت را نوازش کرده از داستان جنبش

حلالی را در هلالی خم کرده چشم جوشش

سلامی در انتهای بودن پیر مرد کرنش

به روز کارزار چون شیر در غرش

زمان را خفته می‌بینی در حجم طول بی‌جودش

ابری از رحمت بی‌انتها در کوهسار قنوتش

قومی از دود غفلت در گرمای توپ دشمن‌اش

برگ ریزی است در جنبش فصل پاییزش

راه بودن این بود گلواژه خسته‌تر زاشکش

جاشوی در بلم در راه نیزار پرتپشش

ناقه صلح نگشتیم آب دیدیم در فراقش

تشنه گشتیم آب نخواستیم در تنگی روزش

خلاص گشتیم از باقی تقسیم در تفریق‌اش

عروج کرده از خاکریز تا انتهای شب در نمازش

در شن گرفتار بر ساحل نشته کشتی امیدش

افطار در فلق آن صوم بی‌سحر در روز بی‌غروبش