بنام شاهد
شهید حسین گرجی در خانوادهای متوسط و مذهبی در سال 1343 در یکی از روستاهای اطراف تهران چشم به جهان گشود.
همان سالهایی که امام خمینی(ره) فرموده بود سربازان من هنوز در گهوارهاند، در همان ابتدای کودکی به همراه پدر و مادر با سختیهای روزگار دست و پنجه نرم میکرد و بسیار با احترام با والدین خود برخورد میکرد و ادب و نظم او زبانزد بود.
دوران ابتدایی تحصیل:
وی دوره ابتدایی را در یکی از شهرهای اطراف که فاصله زیادی با روستا داشت گذراند در این زمان وی علاقه زیادی به یادگیری قرآن از خود نشان داد و در کلاسهای قرآن شرکت میکرد او علاوه بر این به ائمه اطهار (ع) بخصوص ابوالفضل(س) عشق خاصی داشت ، هنوز در کلاس دوم ابتدایی بود که روزی با عکس نفیسی از امام حسین(ع) و ابوالفضل(ع) وارد خانه میشود ماجرا را از او میخواهند مشخص میشود که با پسانداز پول تو جیبی خود آنرا تهیه کرده است.
از همان زمان علاقه به مطالعه باعث میشد که با گرفتن کتابهای کودک بهصورت امانت از کتابخانه مدرسه در خانه به پدر و مادر بخواند و آنها لذت ببرند.
سال چهارم ابتدایی بود که به وطن اجدادی خود انار بر میگردد و بقیه تحصیل را در اینجا در مدرسه سعدی ادامه میدهد. شرکت در کلاسهای قرآن را در اینجا نزد آقای گل آقایی که از معلمین مذهبی کرمانی بود و هنوز در قید حیات هست ادامه داد.
دوران راهنمایی تحصیل:
دوره راهنمایی را در تنها مدرسه راهنمایی شهر مدرسه خیام(شهید صدوقی) آغاز نمود.
در دوره راهنمایی بود که در راهپیماییهای انقلاب شرکت و به فعالیتهای پیروزی بخش انقلاب پیوست.
شرکت در جلسات حزب جمهوری اسلامی و عضویت و عضوگیری در این حزب و فعالیتهای اسلامی آن از فعالیتهای بعد از پیروزی انقلاب ایشان بود.
دوران متوسطه:
تحصیلات متوسطه را در دبیرستان شهید قدیری انارکی ادامه داد.
همزمان در انجام امور کشاورزی و کوره پزی نزد پدر فعال بود ایشان بسیار پرتلاش و درسخوان بود در امور تبلیغاتی مدرسه و شرکت در فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی بخصوص فرهنگی هنری نقش بیبدیلی از خود نشان داد.
علاقه به مرجعیت و ولایت:
علاقه وافر به امام خمینی(ره) در او بشدت آشکار بود علاوه بر این به یاران امام خصوصاَ حضرت آیت الله خامنهای عشق خاصی داشت بطوری که در یک مراسم عروسی که همه نوجوانان هم سن و سال او به جشن مشغول بودند و بزرگترها هم به تماشای جشن، ایشان پای تلویزیون برای گوش دادن به خطبههای نماز جمعه آقا نشسته بود دیگران از او میخواستند که آنرا خاموش کند ولی ایشان صدای آنرا کم نموده و خود را برای شنیدن سخنان آقا به تلویزیون چسبانده بود.
وی از بصیرت بسیار بالایی برخوردار بود تا جایی که کمی پس از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری میگفت عجب اشتباهی کردیم که به این شخص رای دادیم! در جریان مقابله شهید بهشتی با بنیصدر ملعون در محافل مختلف جانانه از شهید بهشتی دفاع میکرد و به همراه شهید ارجمندی شبها و گاهی صبح زود پنهانی به مدرسه میرفتند و عکسهای بنی صدر را از دیوار کلاسها پاره و به جای آن عکس شهید بهشتی را میچسباندند.
عضویت در بسیج:
وی پس از فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین به همراه تعدادی از دانش آموزان درس را رها کرده و با اینکه علاقه زیادی به تحصیل داشت و از جمله دانش آموزان موفق محسوب میشد عضو بسیج شده و به همراه آنان برای آموزش نظامی به کرمان عازم شدند و مدت 3 ماه آموزش آنها به طول کشید
اعزام به جبهه:
وی در اواخر سال 1359 بعد از پایان آموزشهای نظامی به جبهه جنوب(دزفول) اعزام شد که نزدیک سه ماه در این جبهه حضور داشتند و سپس برای مدتی به مرخصی آمد و بعد از آن مرتباً به جبهه میرفت و زمانهایی که در شهر بود یا به مرخصی میامد بسیار کوتاه بود که به فعالیتهای مختلف در بسیج میپرداخت از جمله فعالیتهای او در تبلیغ بود، چون خط خوشی داشت معمولاً دیوار نویسیها را به وی میسپردند یا نوشتن پلاکارد و... هنوز نوشته او روی دیوار مسجد ابوالفضل(ع) انار که از قول امام نوشته است اسرائیل باید از بین برود بچشم میخورد.
فکر و ذکرش شرکت در جبهه بود وقتی بار دوم میخواست به جبهه اعزام شود با ناراحتی پدر و مادر مواجه شد، گفت خون ما که از خون امام حسین(ع) رنگینتر نیست. امام حسین علیه السلام برای دفاع از دین جان خود و عده زیادی از خانواده خود را از دست داد و الان هم جبهه احتاج به نیرو دارد و دین اسلام در خطر است، که خانواده را راضی کرد تا به جبهه عازم شود. این دفعه در جبهه خرمشهر مستقر گردید و در عملیات بیتالمقدس از ناحیه صورت* و پا بهشدت مجروح شده و به بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان برای مدت بیش از 20 روز بستری و مداوا شد، پس از آن نیز با اینکه دکترهای جراح توصیه کرده بودند حداقل باید برای مدت یکسال بر روی این پا زیاد راه نرود و ضربه نزد اما حال و هوای جبهه وی را امان نداد و درحالی که هنوز ترکش خمپاره در بدنش آزار دهنده بود لنگان،لنگان به جبهه رفت.
شهادت غرور آفرین:
او در چندین عملیات شرکت نمود و بالاخره در سال 1363 شمسی در عملیات والفجر 3 در منطقه مهران به شهادت نائل شد. از آنجا که دنبال نام و نشان نبود و همیشه و در همه حال بسیار متواضع بود واز خودستایی ،خودنمای بیزار خداوند نیز جنین مقدر داشت که جنازهاش مفقود شود و تا مدت سه سال مفقودالاثر بود که پس از این مدت جنازه مطهرش به همراه تعدادی دیگر از شهدا همرزمش نمایان شد و در تاریخ 5تیرماه سال66 در امامزاده محمد صالح (س) انار بخاک سپرده شد درحالی که مردم زیادی وی را مشایعت میکردند، در تشیع جنازهاش شعار میدادند
حسین گرجی گلی از بوستان
بعد از سه سال شهادت پیکرش شد نمایان
خصوصیات اخلاقی:
وی بسیار متواضع بود بطوری که پس از اولین با که از جبهه برگشته بود عدهای از همسایهها به دیدنش آمده بودند و از وی تعریف و تمجید بعمل میاوردند گفت ما که کاری نکردیم شهدا را باید دعا کرد و از آنها سپاسگزاری کرد که تمام هستی خود را کف دست گذاشته و تقدیم کردند و ما که قابل نبودیم برگشتیم!
علاوه بر این چهرهای گشاده و بشاش داشت و بسیار خوش برخورد بود. انسانی بسیار فعال و پرکار بود به طوری که در حال تحصیل شبها در کار کورهآجرپزی بهمراه پدر تا نیمههای شب بیدار بود، ضمن اینکه به مطالعه بود در این کار به پدرش کمک میکرد و از نیمه شب کار را به پدر واگذار مینمود.
بیان نوشتاری بسیار خوبی داشت و خط بسیار زیبا مجموعه خاطرات از ابتدای جبهه رفتنش را مو به مو و با جزئیات کامل در کتابچه خاطرات خود نوشته بود.
حیف که پس از مفقود شدنش این مجموعه نفیس نیز مفقود شد.تا شاهدی باشد بر گمنامی و بینام و نشانیاش.
ایشان فردی بصیر بود و از مسائل روز بخوبی تحلیل داشت و علاقه خاصی به امام خمینی(ره) و امام خامنهای داشتند.
* حقیر در دبیرستان قدیری ایشان را بارها مشاهده کردم که با خط خوش و زیبای خود که برایمان جلب توجه داشت در حال پلاکارت نویسی بود و ترکشی گونهاش را نشاندار کرده بود و از فعالان عرصه هنر بود در حالی که با کار سخت آشنا بود در جبران درسهای خود کوشا و یک پایش جبهه و پای دیگرش در مدرسه به انواع فعالیتهای تربیتی و تبلیغی مشغول که هنوز او را بیاد دارم.
یا حق
امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور مهدی برترینهای هر زمان هستند.
امام حسین علیه السلام: بیگمان،دلهای شیعیان ما از هر خیانت، کینه و فریب پاک است.
حضرت علی بن الحسین علیه السلام: معبود من! اگر گناه از بنده زشت است؛ولی گذشت از سوی تو چه زیباست.
حضرت امام سجاد علیهالسلام: خدایا! با زیباییات از زشتی ما درگذر.
حضرت سجاد: حق مال و دارایی تو این است که آنرا از راه حلال بدست آوری و در راه حلال خرج کنی.
سخن 18 سخن17 سخن16 سخن 15 سخن14 سخن 13 سخن12 سخن11 سخن10 سخن9 سخن8 سخن 7 سخن 6 سخن5 سخن4 سخن3 سخن2 سخن1
هوالشفاء
بسیاری از غذاهایی که هر روز میخوریم حاوی مواد تغذیهای هستند که میتوانند درد و کسالتهای ما را تسکین دهند. از زنجبیل برای تهوع گرفته تا آناناس برای تب یونجه و حساسیت. در اینجا به درمانهایی اشاره میکنیم که در آشپزخانه قابل دسترسی هستند و بهسرعت شما را خوب میکنند(مجله سیب سبز).
موز
زمانی که دیدید دکمههای لباستان درست بسته نمیشوند، بروید سراغ موز. تحقیقات نشان داده یک موز متوسط 105 کالری و فقط 14 گرم قند دارد. همین مقدار شما را سیر کرده و قند خون را به شکل ملایمی بالا میبرد. در ضمن همین موز 30 درصد ویتامین B6 مورد نیاز روزانه را تامین میکند. این ویتامین باعث میشود مقدار سروتونین تولید شده مغز اندکی افزایش یافته و توان مقابله با شرایط دشوار و اضطرابها را در شما افزایش میدهد.

اگر میخواهید سنگ نسازید
زردآلود
هشت عدد زردآلوی خشک حاوی 2 گرم فیبر و فقط 3 میلیگرم سدیم و 325 میلیگرم پتاسیم است که همه اینها کمک میکنند مواد معدنی در ادرار تجمع پیدا نکرده و از تشکیل سنگهای اگزالات کلسیم جلوگیری شود. این سنگها شایعترین نوع سنگهای کلیوی هستند. برای در امان ماندن از سنگ کلیه بهخصوص اگر سابقهاش را دارید بقیه میان وعدهها را حذف کنید و برگه زردآلو بخورید.
اگر فشار خونتان بالاست. . .
کشمش
60 عدد کشمش تقریبا میشود یک مشت پر که حاوی یک گرم فیبر و 212 میلیگرم پتاسیم است که هردو برای کنترل فشار خون بالا در قالب یک رژیم غذایی توصیه میشوند. مطالعات متعددی نشان داده که پلیفنلهای موجود در موادغذایی مشتق از خانواده انگور مثل همین کشمش و آب انگور در حفظ سلامت قلبی عروقی تاثیر بسزایی دارند از جمله کاهش فشار خون.
اگر از سروصدای معده رنج میبرید
ماست
یک فنجان و نیم ماست طبیعی (کمچرب/پروبیوتیک) غذا را به شکل موثری از دستگاه گوارش عبور میدهد. از سوی دیگر ماستهای پروبیونیک قابلیت هضم غذا بهویژه لبنیات و حبوبات را در رودهها بهبود میبخشند. همانطور که میدانید این غذاها عامل ایجاد گاز در دستگاه گوارشی هستند و در نتیجه با خوردن ماست از این مزاحمت دور میمانید.
اگر بیش از حد سرفه میکنید
عسل بخورید
در مطالعهای که توسط دانشمندان آمریکایی انجام گرفته، مشخص شد 2 قاشق چایخوری عسل قهوهای و غلیظ بسیار موثرتر از داروهای بدون نسخه ضدسرفه، شدت و دفعات سرفههای شدید را در کودکان کاهش میدهد. آنتیاکسیدانهای موجود در عسل و عوامل ضدمیکروبی موجود در آن التهاب بافتهای گلو را کاهش داده و بیمار را آرام میکند. البته به شرطی که عسل واقعا طبیعی باشد!
اگر همیشه احساس خستگی میکنید
فلفل دلمهای قرمز بخورید
فلفل دلمهای قرمز غنی از ویتامین C است. مطالعات نشان داده، ویتامین C بهترین ماده برای مقابله با استرسهایی است که به واسطه رادیکالهای آزاد ایجاد میشوند. از سوی دیگر ویتامین C در عین برطرف کردن خستگی، نقشی اساسی در سوخت و ساز آهن برعهده دارد که به بدن کمک میکند اکسیژن بیشتری وارد جریان خون شود. کمبود اکسیژن یکی از اصلیترین دلایل خستگی و ضعف بدنی است.
اگر میترسید سرطان معده بگیرید
کلم
مطالعهای که در سال 2002 در دانشگاه جانزهاپکینز صورت گرفته نشان داده، یک ترکیب بسیار قدرتمند موجود در کلم به نام سولفورافان، هلیکوباکتر پیلوری(باکتری عامل زخم معده و روده) را پیش از ورود به دستگاه گوارش تحتتاثیر خود قرار میدهد و از کار میاندازد و حتی شاید در پیشگیری از ایجاد سرطانهای دستگاه گوارش هم موثر باشد. یک فنجان پر از کلم 34 کالری دارد و 3 گرم فیبر و 75 درصد از نیاز روزانه به ویتامین C را تامین میکند.
اگر مشکل سخت دارید
انجیر
4 عدد انجیر خشک 3 گرم فیبر دارد که باعث تنظیم حرکات روده بزرگ و دفع بهتر میشود. خوردن این میوه باعث پیشگیری از عود مجدد هموروئید میشود. همچنین این مقدار انجیر 5 درصد پتاسیم و 10 درصد منگنز مورد نیاز روزانه را تامین میکند.
شکمت مشکل دارد؟
ریحان
مطالعات نشان داده، ماده شیمیایی اوژنول موجود در ریحان باعث از بین رفتن و پیشگیری دل درد، حالت تهوع، کرامپهای شکمی یا اسهال میشود. علت این موضوع از بین رفتن برخی از باکتریها از جمله سالمونلا و لیستریا توسط اوژنول است. اوژنول یک ماده ضداسپاسم است که میتواند باعث بهبود کرامپهای شکمی شود. هر طور که دوست دارید ریحان را بخورید
اگر نمیتوانید بخوابید
بوقلمون
حدود 85 گرم گوشت بوقلمون تقریبا حاوی کل تریپتوفان مورد نیاز روزانه بدن است. اسید آمینه تریپتوفان مادهای ضروری است که باعث تولید سروتونین و ملاتونین میشود که هر دوی اینها باعث تنظیم خواب میشوند. مطالعات نشان داده افرادی که از بیخوابی یا کمخوابی رنج میبرند دچار کمبود تریپتوفان هستند.
اگر میخواهید از کسالت دور شوید
ماهی تن
85 گرم از ماهی تن کنسرو شده حاوی حدود 800 میلیگرم امگا3 است. محققان معتقدند، امگا3 باعث رفع کسالت روحی و پیشگیری از اضطراب و بالارفتن روحیه میشود. اسیدهای چرب موجود در ماهی، توسط متخصصان تغذیه با عنوان درمانی موثر برای افسردگی توصیف شده است. خوردن ماهی تن با مقدار کمی نان تاثیر بهتری دارد چون کربوهیدرات موجود در نان، سروتونین خون را افزایش داده و باعث بهبود روحیه و دور شدن احساس کسالت میشود.
اگر همیشه از حالت تهوع ناراحتید
چای زنجبیلی
مطالعات متعددی نشان داده، یکچهارم قاشق چایخوری پودر زنجبیل، نصف قاشق چایخوری ریشه خرد شده زنجبیل یا یک فنجان چای زنجبیل باعث کاهش حالت تهوع ناشی از بیماری حرکت و حالت تهوع سفر و بارداری میشود. محققان هنوز بهدرستی نمیدانند چه مادهای در زنجبیل باعث سرکوب حالت تهوع میشود اما بههرحال این ماده بیخطر بوده و فاقد عوارض جانبی معمول داروهای ضدتهوع است(خشکی دهان و خوابآلودگی).
معدهات میسوزد؟
چای بابونه
چای بابونه باعث بهبود التهاب، اسپاسم و گاز دستگاه گوارش میشود. 2 قاشق چایخوری بابونه را بهمدت 20 دقیقه در آب جوش دم کنید ورو کمی که خنک شد میل کنید. برای برطرف شدن این مشکل لازم است چند بار در روز چای بابونه بخورید.
یا حی
خبر بسیار ناگوار و تأثرآور بود. استاد آیت الله عباسعلی عمید زنجانی استاد حوزه و دانشگاه و رئیس اسبق دانشکده حقوق و رئیس سابق دانشگاه تهران دار فانی را وداع گفت.
فقیه تئوری پرداز فقه سیاسی اهل بیت (ع) و مدافع جدی نظام امت و امامت ، در عمری بابرکت از 1316 تا سحرگاه هشتم آبان 1390 تا قلبش از کار نایستاد یک آن از حرکت هدفمند و متعالی بازنایستاد. وی که شاگرد پرکار و یار وفادار امام راحل امت (ره) و همراه جدی و یاور واقعی امام حاضر امت بود، از زنجان و قم و نجف گرفته تا تهران همواره در راه حفظ وتعلیم و گسترش علوم اهل بیت (ع) تلاش همه جانبه کرد و نیم قرن یعنی پنجاه سال به تدریس و تألیف پرداخت؛ در بیش از 179 همایش داخلی و بین المللی با ارائه مقاله و یا به عنوان سخنران مدّعو شرکت کرد؛ بیش از چهل جلد کتاب، هفتاد مقاله علمی، و تدریس دروس مقاطع مختلف تحصیلی (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) در عرصه های مرتبط با حقوق اسلامی مانند فقه سیاسی، حقوق بین الملل اسلام، فقه تطبیقی و حقوق اساسی(کلیات و حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران و حقوق اساسی تطبیقی) و مبانی حقوق عمومی در اسلام و قواعد فقه در حوزه های مختلف حقوق جزا و عمومی و بین الملل و خصوصی را برای نسل فعلی و آینده به یادگار گذاشت. استاد صاحب نام و پیش کسوت تبیین گر حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران بود و در این راه گوی تقدم را از دیگران ربود و پیشکسوتی را از آن خود کرد. در واقع او بود که برای دیگران راه تبیین و تحقیق در این حوزه را گشود. راهی که او در حوزه فقه سیاسی و حقوق عمومی ایران گشود برای رهروان و پژوهشگران هموار است و چراغ دانشی را که او برافروخت همچنان پرفروغ و روشنگر است.
او یکپارچه شور و شعور در دفاع از امام راحل امت و میراث گرانقدرش یعنی نظام ولایت امر بود و در دفاع از نظام ولایت فقیه با هیچکس حتی دوستانش نیز تعارف نداشت. از خاطر این حقیر هیچگاه فراموش نمی شود که یکبار در جلسه در شورای نگهبان مرحوم استاد در جمع اساتیدی چون دکتر کدخدائی و دکتر الهام و دکتر عزیزی و برخی دیگر از سخن استاد متعهد و روحانی زاده ای آنچنان برآشفت که گفت: «آقای ...این نظام نظام مظلومی است، اگر فلان فقیه مجاهد و به رحمت خدا رفته الان اینجا بود شما را تعزیر میکرد. »
شاید بسیاری ندانند که این فقیه مجاهد اهل بیت (ع) در دوران مسابقه برخی افراد در بهره بردن چرب و شیرین های دنیا، زندگیش را فروخت و پژوهشکده مطالعات و تحقیقات علوم اسلامی را تأسیس نمود تا بتواند به اهداف علمی و پژوهشی اش در دفاع از نظام امت و امامت جامه عمل بپوشاند. با آنکه از صاحب نظران علوم اسلامی و حوزوی به شمار می آمد و با داشتن سابقه علمی و اخلاقی و تحصیلات حوزوی و درجه اجتهاد ترجیح داد در محیط دانشگاه بماند و عمر گرانمایه خویش را در حوزه علوم انسانی و به ویژه فقه سیاسی وقف کند.
دلیل آن روشن بود. او در یک مقایسه و مطالعه تطبیقی ، فقه را «نماد علمی تشیّع» بر می شمرد و بر این اعتقاد بود «اگر فقه شیعه همراه با دولت های شیعه به معنای واقعی ، نه مانند قاجاریه ، افشاریه ، صفویه ، حتی دیالمه و آل بویه ، بلکه حکومت هایی مثل جمهوری اسلامی بود هم سرعتش و هم رشد کمّیاش و هم رشد کیفیاش ده ها برابر حالا بود. دلیلش هم این است که اکنون در بطن جمهوری اسلامی ایران ، جوانه هایی که در این فقه زده و شاخههای ارزنده ای که به وجود آمده در گذشته نبوده است . وقتی ما فقه جزا و فقه کیفری را در بطن این حکومت آزمایش می کنیم خیلی چیزها را درمی یابیم و فقه توسعه پیدا می کند».
استاد ما معتقد بود: «اگر درتاریخ تجربه حکومتی داشتیم ، فقهمان بیشتر رشد می کرد و صافتر می شد. اکنون بسیاری از بحثها در خلأ است و آزموده نشده است . خواه ناخواه فرصت جدید چند ساله ای به وجود آمده است که فقه به عرصهی عمل بیاید تا خود را نشان دهد. باید با این فقه جامعهای ایجاد کرد که الگو و نمونه باشد. در آن صورت ، می توانیم در دنیا بگوییم که فقه شیعه نماد علمی تشیّع است ولی فقهی که آزموده نشده و فقط نظری صرف است این کارآیی را ندارد. فقه یعنی : قانون . بنابراین ، فقه ما باید با قانون گذاریهای دنیا رقابت کند. و خود را نشان بدهد.»
ایشان جایگاه ولایت فقیه و مصلحت را در نظام بسیار والا می دانستند و در خصوص نسبت توسعه فقه و حکومت اسلامی قائل بودند : «در بطن حکومت ها، فقه خیلی میتواند توسعه پیدا کند، در حالی که مسئلهی رؤیت هلال یک مسئله جزئی است ، هیچ طوری هم نمی شد که بگوییم به طور سنّتی نگاه کنید و ماه را پیدا کنید و روزه و افطار کنید ولی می بینیم که فقه در این زمینه چه رشدی پیدا کرده است ! یا مثلاً فرض کنید همین مصلحت فقط لفظش در فقه شیعه بود اما ببینید اکنون چه ابعادی پیدا کرده است ! خود من یکی از مجلّدات فقه سیاسی را تحت عنوان مصلحت در 500 صفحه نگاشته ام ، باز هم جا دارد. شما جای جای فقه را بگردید، می بینید مصلحت جا دارد، منتها گاه گاهی مصلحت ها، مصلحت های منصوص است آنها دیگر بحثی ندارد. اما بعضی جاها مصلحت ها غیرمنصوص است . از مصلحت فتوا متولد نمی شود. مصلحت حکمزا نیست مثل کتاب و سنّت ، مثل برائت عقلی و شرعی حکمزا نیست ، ولی در حوزه اختیارات و ولایتی که فقیه دارد، مصلحت در آنجا اثر مستقیم دارد. این مسئله تا حالا خوب بحت نشده بود، ولی اکنون بحث مفصّلی است.»
استاد مرحوم ما جمهوری اسلامی را نظام مظلومی می دانست و خدمت در آن را عبادت می دانست و به همین دلیل به هیچوجه از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمیکرد و در برخی موارد باید گفت خود را قربانی می کرد. از جمله این موارد ریاست دانشگاه تهران بود که وقتی علیرغم میلشان مسئولیت آن بر دوش ایشان قرار داده شد، با وجود کبر سن از بامدادان تا پاسی گذشته از شب بیش از امثال ما کار و فداکاری می کرد. در گذشته علاوه بر ریاست دانشکده حقوق و ریاست دانشگاه تهران، سابقه دو دوره قانونگذاری بعنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضویت در هیات بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و عضویت در هیأت امنای دانشگاه های امام خمینی(ره) و علوم پزشکی زنجان و دانشگاه تهران را نیز در کارنامه خویش داشت.
یاد استاد گرامی باد، آنهم در آستانه برگزاری همایش «فقه سیاسی و نظام سازی اسلامی» که آرزو و توصیه ایشان در راستای حرکت در مسیر توصیه رهبر معظم انقلاب بود، همایشی که امروز در دانشگاه تهران برگزار می شود و ایشان قرار بود افتتاح کننده آن باشند و با سخنان زلال برگرفته از مکتب امام راحل امت شیفتگان علم را سیراب سازند.
رضوان و رحمت الهی بر روح بزرگ این فقیه گرانقدر و استاد ممتاز دانشگاه تهران باد.
¤دکتر فیروز اصلانی - شاگرد استاد و عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران
یا علی
هنوز ته نگاهش امیدی هست
رهی دورتر را هم نظاره میکند
تکانی و حرکتی...
شاید بتوان جواب یافت
راه این است
من هنوز اینرا نمیشناسم
ولی دلیلی ندارد که راه را پیدا نکنم
ازدواج هندوانه سربسته است!
اما دلیل نیست که من هندوانه کال و خراب و پوسیده بخرم؟
من باید بشناسم و انتخاب کنم
سر بسته بودن دلیل چشم بستن نیست
فکر نکردن هم
بصیرت بخرج ندادن و نشناختن هم
من انتخاب میکنم
من بصیر هستم
من عقل دارم
من از شناخت خود کمک میگیرم
دچار هوس زودگذر نخواهم شد
راه را پیدا میکنم سپس قدم برمیدارم
محکم ، وقتی راه را پیدا کردم دیگر توکل میکنم
بقیهاش با خدا، او خودش گفته
من شما را کفایت میکنم
او برایم کافی است
پس چرا با چشمانی باز و فکر و اندیشه محکم گام بر ندارم
چرا راه را نیابم
مگر من کر و کور و بیفکر شدهام
هرگز جنین نخواهم کرد
من انسانم
خدا مرا عقل داده است و اختیار
لزوم اختیار عقل است
و الزام راه رفتن چشم و پا
آیا اینها در اختیار من نیست؟
یا هو
حضرت رسول اکرم (ص): دوستی با ما باعث ریز گناهان می شود، آنگونه که باد برگها را می ریزد.
حضرت علی علیه السلام: هر کس بخاطر خدا از چیزی بگذرد، خدا بهتر از آنرا به او عنایت می کند.
امام رضا علیه السلام: هر کس اندوه مومنی را برطرف کند، خداوند در قیامت اندوه را از قلبس دور می کند.
سخن20 سخن19 سخن 18 سخن17 سخن16 سخن 15 سخن14 سخن 13 سخن12 سخن11 سخن10 سخن9 سخن8 سخن 7 سخن 6 سخن5 سخن4 سخن3 سخن2 سخن1
یا ستارالعیوب
سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...
خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….
چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….
من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
***
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
محمد علی غنی پور